.

مجله تصویر

 

گفتگو با حسن اسماعیل زاده

 

نقاشی قهوه خانه ای بعد از نهضت مشروطیت ، پدیده ی نو ظهوری در تاریخ نقاشی این دیار بود که همراه با حفظ تمامی ارزشهای منطقی هنر مذهبی و سنتی ایران ، بنا به ضرورت و خواست مردم و به پاس احترام به باورهای آنها متولد شد . نقاشی هایی برآمده از جان که بر جان نیز می نشینند . آن زمان که گالری و نمایشگاه نقاشی به صورت فعلی وجود نداشت ، دیوار قهوه خانه ها ، زورخانه ها ، حسینیه ها و تکیه ها بود که این نقاشی را در خود جای می داد و نقالان و تعزیه داران در مقابل پرده های نقاشی شده می ایستادند و به نقاشی و تعزیه داری می پرداختند . اما عمر این نقاشی چندان نپایید و بعد از سال 1320 ، آمدن رادیو و وسایل ارتباط جمعی دیگر ، نظیر سینما و تلویزیون و شنیده شدن نوای ساز و آواز از همه جا ، باعث سوت و کور شدن قهوه خانه ها و رکود این نقاشی شد . نقاشی خیالی قهوه خانه ای ، نقاشی ای بر خاسته از میان مردم کوچه و بازار است و قرارش  بر ین است که به اصل جوانمردی و پهلوانی و هماهنگی آن با راستی و درستی بپردازد . نقاش برای تماشاگر عامی نقاشی می کند ، نه برای خواص و برگزیدگان جامعه . او تخیل سرشار از تصاویر زیبا و بکر خود را بر سطح سفید بوم سرازیر می کند و قهرمانان فرزانه و تنومند را باوقار و با رنگ های روشن و دشمنان دون و پست را ، پلید و تیره نقاشی می کند و نمی گذارد هیچ جای بوم خالی بماند . کشیدن اسلیمی ها و نقش های تزیینی گرفته تا منظره سازی و طبیعت گرایی و شمایل کشی دریغی ندارد .  نقاشی قهوه خانه ای به نوعی ، ادامه نقاشی سنتی ایرانی بود که برای طبقات فرودست اجتماع بوجود  آمد و جایگاه ویژه ای در بین مردم پیدا کرد . هنرمند نقاش ، چون کارگردان صحنه تئاتر ، قهرمانان و شخصیت های حماسی و مذهبی خود را جای جای کادر سفید بوم می نشاند و داستان خود را به تصویر در می آورد . او هیچ تحصیل آکادمیکی ندارد و هنرمندی برآمده از کنار کوره های کاشی پزی است ، اما چنان تخیلی در آثارش مشهود است که تا مرز نوعی سوررئالیسم پیش می رود . در هنر غرب ، ـ غیر از هنر رسمی سوررئالیسم ـ نقاشانی نیز بوده اند که با نقاشی قهوه خانه ای همگنی داشته اند . از قدیمی ترین اینان ، نقاش مشهور اروپای شمالی با نا «هیرونیموس بوس» با اثر جاودان خود به نام «دوزخ » و بعد ها «هانری روسو» در نیمه قرن نوزدهم با آثار سرشار از خیل و روستا که در رده نقاشان «روزهای یکشنبه» قرارش می دهند را می توان نام برد .

در فرصتی که پیش امده با استاد حسن اسماعیل زاده ـ یکی از پیشکسوتان نقاشی قهوه خانه ای ـ به صحبت نشستیم . با آرزوی اینکه این نقاشی در این دیار جانی دوباره بگیرد .

 

استاد چطور شد که شما در این زمینه شروع به نقاشی کردید؟   

در ایام قدیم مثل حالا نبود که مادران دست بچه ها را بگیرند و به مدرسه ببرند . مرحوم استاد محمد مدبر در همسایگی ما زندگی می کرد و روزی مادرم ، مرا به دست او سپرد تا آموزش نقاشی ببینم و اینطور شد که من به نقاشی پرداختم و حدود پنجاه و پنج سالی می شود که نقاشی می کنم .

 

یعنی شما هم نظیر پیش کسوت های نقاشی قهوه خانه ای از جمله مرحوم حسین قوللر آغاسی و مرحوم محمد مدبر از کاشی پزی و تزئینات عمارت ها و لندنی سازی شروع کرده اید ؟

بلی ، همینطور که می فرمایید حتی در کاری به اتفاق «حسین آقا» و «محمد مدبر» و «بلوکی فر» تمام گچبری های سعد آباد را به انجام رساندیم . امورات ما از این کارها می گذشت . تشویق کننده اصلی ما ، در نقاشی ، قهوه چی ها بوده اند . آنها سفارشی به ما می دادند و ما به انجام می رساندیم . مرحوم «حاج صفر اسکندری» بسیار همت بر این کار گماشتند . کارهای ما بر دیوار قهوه خانه ها بود و نقالان و تعزیه داران به نقالی و ذکر مصیبت می پرداختند. می خواهم بگویم که تمامی نقاشان قهوه خانه ای ، آدم های مذهبی و مومنی بودند . استاد خود من مرحوم محمد مدبر اصلا مداح و نقاش کربلا بود و با صدای گرمی که داشت در حین کار کردن  ، اشک از چشمانش جاری می شد و یا مرحوم حسین قوللر آغاسی با جناق امام (ره) بودند و یادم می آید در سال 1337 بود ،قبل از تبعید امام ، برای دیدار به منزل حسین آقا رفته بودم . امام را دیدم که اشت لباده شسته شده اش را روی طناب پهن می کرد . از حسین آقا پرسیدم او کیست ؟ گفت باجناق من است و با دولت و حکومت درگیر شده است ، سید اولاد پیغمبر است و می خواند او را تبعید کنند .

 

استاد از تاریخچه نقاشی قهوه خانه ای برایمان بگویید ؟

این نقاشی از زمان شاه اسماعیل صفوی و شاه عباس صفوی که خود از سادات بودند و به نقاشان سفارش شمایل امام حسین (ع) را می دادند ، شروع به رشد و نمو کرده است .

 

آیا خاطره ای از آن زمانها که پای نقالی ها می نشستید به یاد دارید ؟

یک روز من به سفارش کسی ، یک رستم و سهرابی ساخته بودم . بعد از پایان نقالی درآمد و گفت ، می توانی رستم را جوان تر کنی ، خوب سفارش بود و در کار ما سلیقه مشتری بسیار مهم است . من هم ریش های رستم را پاک کردم و چهره اش را جوان تر ساختم .

 

از خاطرات خود با استاد محمد مدبر بگویید . گویا شما مقاوم ترین و صبور ترین شاگرد وی بوده اید ؟

محمد مدبر کمی بد اخلاق بود و خلق تنگی داشت . هر گاه سفارش دهنده ای به نزد او می آمد ، در ابتدا من آهسته به او می فهماندم که یا استاد خوش خلق و مهربان برخورد کند . استاد مدبر مردی والا و متدین بود و از تاریخ زندگی ائمه اطهار(ع) و بخصوص امام حسین(ع)آگاهی داشت . به همین خاطر آثار مذهبی او بسیار غنی و حزن انگیز هستند .

 

آیا شما به دیدن نمایشگاه های نقاشی می روید ؟

بلی ، فرصت که می کنم ، می روم . در حال حاضر به تمامی فنون نقاشی کلاسیک نیز وارد شده ام .

 

شما فکر میکنید می توان شیوه نقاشی قهوه خانه ای را در مدارس هنری تدریس کرد ؟

بلی ، الان روی این مسئله خیلی حساب می شود و اکثر مردم نیز جذب این نوع نقاشی ها شده اند . شهردار تهران واقعاً حامی خوبی بوده اند و با تاسیس قهوه خانه های سنتی و حمایت از این نقاشی ها ، توانسته اند روحی تازه به آن ببخشند . راه یافتن این نقاشیها به موزه ها خود عاملی برای احیای نقاشی قهوه خانه ای بوده است .

 

ارتباط نقاشی قهوه خانه ای با نقاشی رسمی و درباری قاجار چیست ؟

در زمان قاجار ، به موازات نقاشی قاجار که متعلق به درباریان بود ، نقاشی قهوه خانه ای و شمایل کشی نیز که هزینه آن از نذر و نیاز مردم تامین می شد بوجود آمد و در سقا خانه ها نصب شد که به نوعی ادامه همان نقاشی است و همان قلمزنی ها نیز وجود دارد .

 

شما غیر از نصب آثار تان در قهوه خانه ها ، آیا نمایشگاهی داشته اید؟

بلی . قبل از انقلاب نمایشگاهی در خانه آفتاب داشته ام . اخیراًَ در موزه هنر های معاصر به نمایش در آمده است و موزه تعدادی از آثار مرا خریداری کرده است .

 

شما برای جان گرفتن دوباره نقاشی قوه خانه ای چه پیشنهادی دارید؟  

تداوم همین حمایت دولت از نقاشی قهوه خانه ای بسیار موثر خواهد بود . در حال حاضر وزارت ارشاد خود سفارش دهنده این گونه آثار است . شهرداری نیز در نظر دارد در جاهای مختلف قهوه خانه سنتی احداث کند و به این ترتیب صدها تابلو نقاشی مورد نیاز خواهد بود و همین حمایت بسیار بزرگی است  . نقاشی قهوه خانه ای دیگر مثل گذشته نیست . یادم می آید روزی وارد قهوه خانه شدم و استاد محمد مدبر را دیدم که پکر نشسته است . احوالش را که جویا شدم ، فهمیدم که درمانده پولی برا ی خرید سیگار است . بلی ، جا دارد از حاج احمد آقا و برادرانش در قهوه خانه سنتی آذری میدان راه آهن یاد کنم که حامی خوبی برای این کار بوده اند و همچنین آقایی جهانگیری در کندولوس  که مرد متدین و با غیرتی هستند و حمایت شایان توجهی از نقاشی های مذهبی بعمل آورده اند و هم اکنون در کندولوس موزه ای از آثار تاسیس کرده اند .

با تشکر از زحمات شما و آرزوی سلامتی برایتان .