ابرار 9 آبان

 

گفتگو آیینه هنر با حسن اسماعیل زاده هنرمند نقاش

«نقاشی قهوه خانه ای » خیالی که در زمان جا ماند

ادبیات و مذهب در قهوه خانه ها میهمان پرده های نقاشی بودند

اشاره :

در روزگاری قهوه خانه ها نیستند ، صحبت از نقاشی قهوه خانه ای  کمی مشکل به نظر می رسد . پیشتر «قهوه خانه ها» قلب تپیده هر گذر و محله ای بودند ، جایی که مردم عامه کوچه بازار خسته از قفل های بسته ای که روزگار کلیدهایش را در پستی و بلندی هایش پنهان کرده بود ، برای شنیدن سرگذشت قهرمانانی که کلیدها را یافته و قفل ها را شکسته بودند ، تلخی چایی را با قند شیرین می کردند و گوش به صحبت نقالان و چشم به تصاویر خیال انگیز پرده های نقاشی می دوختند . دنیای امروز ، گر چه گام های بلندی به سوی تحول و بهره برداری روزمزه برداشت ولی «نقاشی قهوه خانه ای» در کوچه پس کوچه های دیروز جا ماند و از این تغیییر و تحول سهمی نداشت . یکی از چهره های معاصر این هنر که از ستونهای پایدار نقاشی خیالی ساز قهوه خانه  به شمار می رود  استاد حسن چلیپا معروف به اسماعیل زاده است که عمرش را در جهت زنده نگهداشتن این هنر صرف کرده است . گروه آینه هنر با ایشان دیداری داشته که متن زیر حاصل این دیدار است .

مردم ایران از قدیم به دو اصل مهم پرورشی ، یکی پرورش جان و روان بسیار اهمیت می دادند . در ایران قدیم ، زورخانه ها که نهادی مقدس برای پروراندن تن و اندام و نیرومند کردن اندیشه و اخلاق بود به همراه قهوه خانه دو نهاد نزدیک در راه تقویت روحیه ملی و مذهبی مردم در جامعه را شکل دادند .

نخستین قهوه خانه ها در ایران در دوره صفویان و به احتمال زیاد در زمان سلطنت «شاه تهماسب» در شهر قزوین پدید آمد و سپس در زمان «شاه عباس اول» در شهر اصفهان توسعه یافت . در قهوه خانه دو مکتب مهم از هنرهای کلامی و تجسمی ، یعنی نقالی و سخنوری (هنر کلامی) و نقاشی (هنر تجسمی) رشد و بالندگی یافت . نقالی از پیش از اسلام به خصوص در دوره ساسانیان در دربار پادشاهان رواج داشته که معمولا همراه با موسقی بوده است . در سه قرن اولیه اسلام کار نقالان بیان داستانهای حماسی و ملی گذشته ایران با همان سبک و سیاق دوره ساسانیان بوده است اما بدون همراهی موسیقی . با رواج یافتن قهوه خانه ها در دوره صفوی کار نقالی و شاهنامه خوانی به قهوه خانه ها کشیده شد . در ابتدا قهوه خانه اختصاص به قشر دربانیان داشت . این روند تا اوایل دوره قاجار ادامه پیدا کرد تا اینکه در دوره قاجار به ویژه دوره سلطنت ناصرالدین شاه به علت ساخت و ساز زیاد و ایجاد قهوه خانه در هر کوی و برزنی جنبه عمومی پیدا کرد ، بطوری که اقشار مختلف جامعه می توانستند در آنجا حضور یابند . در این زمان با حضور نقالان در قهوه خانه ، قهوه چی ها نیز از این وضعیت برای جذب مشتری به نفع خود استفاده بردند . از دل همین مکان ها ، کم کم هنر ماندگار و مردمی «نقاشی قهوه خانه ای» متولد شد طوری که تعداد تابلوهای موجود در هر قهوه خانه ، میزان ارج و قرب آن را مشخص می کرد . قهوه خانه ها به مکانهای فرهنگی تفریحی تبدیل شدند که در آن نقاشان با حفظ رعایت اصول نقاشی سنتی ایران ، روحیه حماسی و دلاوری های این مرز و بوم را به تصویر می کشیدند . بیشتر نقاشی های قهوه خانه ای بر اساس داستانهای پهلوانی ، مذهبی و اسطوره ای ایران کشیده می شده اند و به میل قهرمان سازی مردم دوران خود پاسخی مناسب می داده اند . آثار نقاشان این مکتب حول سه محور روایت های حماسی ، مذهبی و بزمی دور می زدند . از چهره های شاخص این نوع نقاشی ، می توان به حسن اسماعیل زاده ، علیرضا قوللرآغاسی ، فتح اله قوللرآغاسی ، حسین قوللرآغاسی ، محمد مدبر ، احمد خلیلی فرد ، حسین همدانی ، عباس بلوک فر ، فرهانی ، محمد حمیدی ، لرنی و عقیلی نام برد .

اسماعیل زاده که اکنون به خاطر کهولت سن ، دیگر دست به قلم نمی برد ، از شاگردان استاد محمد مدبر است و قلمش تا آنجا به او نزدیک شده که وی را «مدبر ثانی» لقب داده اند . اسماعیل زاده در یادی که از استادش می کند و می گوید : « مدبر بیشتر تابلوهای مذهبی می کشید و قلمش شیرین و روان بود » این پیرمرد 80 ساله که عمرش را در به تصویر کشیدن خیالات مذهبی و داستان حماسی و رزمی ادبیات ایران صرف کرده است در پاسخ به این پرسش که اولین اثری که با دستان او خلق شده چه بوده ، گفت : « تصویری از آستان مقدس امامزاده داوود ؛ آن زمان بیشتر از 17 سال نداشتم ؛ به خاطر دارم ، زمانی که نقاشی را برای خشک کردن بیرون از حجره گذاشته بودم زنی نزدیک شد و به تابلو دست کشید و ای به خاطر عشق مردم به معصومین است . این نوع نقاشی متعلق به اشراف نبود . از دل مردم کوچه و بازار بوجود آمده بود مردم گاهی نذر می کردند و به نقاش سفارش تصویری از سرگذشت امام حسین (ع) و دیگر ائمه را می دادند و بعد آن تصویر را به نجف یا دیگر شهرهای مذهبی هدیه می کردند » .

اسماعیل زاده از میان رنگ ها ، به رنگ های تلخ و تیره بیشتر گرایش دارد و دلیل این امر را ، ماندگاری بیشترشان عنوان می کند . این نقاش کهنه کار مکتب قهوه خانه ای که بیشتر آثارش حول محور مذهبی می گردد ، نقاشی را وسیله ای برای ارتباط بیشتر مردم با فرهنگ دینی می داند و می گوید : « در نقاشی قهوه خانه ای پرداختن به مسایل مذهبی و به تصویر کشیدن احادیث و روایانی که مردم آنها را بارها شنیده اند ، باعث می شود تا آنها به ریشه ها ی مذهبی و دینی خود بازگردند » . وی در پاسخ به این پرسش که چرا نقاشی قهوه خانه ای هم گام با زمان قدیم برنداشت و در همان نقطه ابتدایی باقی ماند می گوید : « علاقه به این نقاشی همچنان در جوانان دیده می شود ولی معرفی این سبک تنها به دست یک یا چند نقاش میسر نیست و حمایت همه جانبه هنر دوستان را طلب می کند » .

وی این نقاشی را از پایه های فرهنگ و تمدن ایران می داند و همچنان نسبت به این پرسش که چرا نقاشی قهوه خانه ای  در طی زمان دسخوش تغییر نمی شود و پا به پای دیگر تحولات هنری قدم بر نمی دارد ، جوابی داده نمی شود . چلیپا همچنان از علاقه مردم به نقالی و پرده خوانی سخن می گوید : « در تهران ، حوالی میدان راه آهن ، در قهوه خانه آذری ، هنوز هم به نقالی و پرده خوانی پرداخته می شود . نقال ها در قهوه خانه ها فقط از شاهنامه صحبت می کردند ولی درویشان پرده های مذهبی را نقالی می کردند . »

وی درباره « خیالی سازی » می گوید : « تصاویری که من کشیده ام به راحتی شاگردان کمال الملک نیز نمی توانند تصویر کنند . از اساس نقاشی قهوه خانه ای بر پایه تحلیل و خیال است . » باید اضافه کرد که در این سبک از نور و سایه استفاده نمی شود ، «معنی» از «واقعیت» اهمیت بیشتری دارد در این شیوه ، مدل وجود ندارد و نقاش تنها از تخیل خود بهره می برد .

حضور زن در قهوه خانه ، دارای غیبتی معنا دار است . زن در قهوه خانه بصورت سخن و خاطره ظاهر می شود او در این رابطه می گوید : « تصویر کردن چهره زنان معصوم در این مکتب تنها با کشیدن پوشیه اتفاق می افتد ولی تصاویر «شیرین» و دیگر زنان ادبیات ایران در پرده های نقاشی ایران دیده می شود »

فرزندان استاد اسماعیل زاده اقدام به جمع آوری آثار این هنرمند پیش کسوت نموده اند و برای آشنایی بیشتر علاقه مندان با ایشان نیز ، سایتی را در جهت معرفی آثار و پیشینه این نقاش ، را اندازی کردنده اند .

تابلوهایی که از ایشان گرد آوری شده است ، هم اینک بعد از به نمایش گذاردن در چند نمایشگاه داخلی و خارجی در منزل شخصی ایشان در نظام آباد ، نگهداری می شود . فرزندان استاد از چاپ کتابی از آثار ایشان تا پایان امسال خبر می دهند و پیرمرد که حاصل سالها تلاشش را در تابلوهای می بیند که در گوشه اتاق نگهداری می شوند می گوید : « آرامش ! در وقت کشیدن اینها به آرامش می رسیدم . » اگر چه از استاد خداحافظی کردیم ولی خوب است با تلاش دیگر اساتید این رشته و مسئولین هنر با نقاشی قهوه خانه ای که به سوی فراموشی قدم بر می دارد ، خداحافظی نکنیم .