.

مجله نقش

 

زندگی نامه و دیدگاههای استاد حسین همدانی (دستخوش)

نگذاریم قهوه خانه ها زوال یابد

 

باید مرکزی برای آموزش هنر نقاشی قهوه خانه ای ایجاد شود .

 

استاد حسین (دستخوش) همدانی (نقاش) در سال 1305 در همدان متولد شد . پدرش علی نظر دستخوش به شغل قلمدان سازی مشغول بود ، ولی کار نقاشی بر روی شیشه ، قلمدان و نیز طلا کوبی قرآن را هم انجام می داد . لذا استاد حسین همدانی از همان کودکی در کنار پدر به نقاشی پرداخت . 7 یا 8 ساله بود که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و در این شهر کار نقاشی را دنبال نمود و رفته رفته استعداد شگرف او در نقاشی بروز کرد  ، به گونه ای که نقاشی را بسیار بهتر از پدر انجام می داد . بعد ها نقاشی قهوه خانه ای را به عنوان رشته کاری برگزید و با آثار استادان این رشته ، از جمله قللر آغاسی و محمد مدبر آشنا شد . در 16 سالگی نزد محمد مدبر به کار نقاشی قهوه خانه ای پرداخت و پس از مدتی ؛ یعنی در سن 23 سالگی در مشهد نزد استاد «بلوکی فر» به آموزش نقاشی پرداخت و به اتفاق ایشان پرده های دراویش و تعزیه را نقاشی کرد . پس از بازگشت به تهران ، مجدداً به همکاری با آقای محمد مدبر پرداخت . در دوران همکاری مشترک با هنرمندان نامی از جمله قللر آغاسی و محمد مدبر و بلوکی فر  به تهران مهاجرت کرد . آثار استاد حسین همدانی در این مقطع به مرحله پختگی رسید و در همین زمان بود که به کار نقاشی بر روی شیشه روی آورد .

نخستین نمایشگاه آثار حسین همدانی ، حدود 20 سال قبل برگزار شد و آخرین نمایشگاه حدود 5 سال قبل در شهرستان بیرجند ترتیب یافت از استاد حسین همدانی مجموعا 700 تابلو نقاشی ثبت شده است که از بین آنها 300 اثر از ارزش متفاوتی برخوردار  می باشد . تعداد قابل توجهی از آثار استاد حسین همدانی در فرانسه ، انگلستان ، آمریکا و ترکیه موجود است و در ایران نیز تعدادی از آثار شاخص ایشان در موزه های کاخ سعد آباد و رضا عباسی نگهداری می شود . از معروفترین تابلو های استاد حسین همدانی جنگ خیبر ، جنگ چالدران ، تاج گذاری منوچهر سیاه ، یک روز عاشورا و خلوت درویشان اشاره کرد .

استاد حسین همدانی حدود 58 سال است که به کار نقاشی قهوه خانه ای می  پردازد و نمایشگاهی از آثار نقاشی ایشان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در پاریس ( به طور مشترک با آقای بلوکی فر) به نمایش در آمد . در ایران نیز نمایشگاههایی در نگارخانه های مهر و خانه آفتاب در تهران  و  در شهرهای بیرجند و مشهد برگزار کرده اند . استاد حسین همدانی دارای دو فرزند (یک پسر و یک دختر) هستند . متاسفانه استاد حدود 5 سال پیش بر اثر سکته مغزی دچار فلج نیمی از بدن شدند و در حال حاضر با شور و اشتیاق و با استفاده از دست چپ نقاشی می کنند .

استاد در باره وضعیت کنونی نقاشی قهوه خانه ای در کشور می گوید :

نقاشی قهوه خانه ای در گذشته بسیار فعال تر از امروز بود و تعداد بیشتری به کار نقاشی قهوه خانه می پرداختند ، ولی اکنون کمتر از 10 نفر در سراسر کشور در این رشته کار می کنند و علت عمده این محدودیت ، آن است که در گذشته ، گچ بریهای پیش ساختن نبود و ما روی گچ بریها کار می کردیم ، ولی اکنون این زمینه کاری از بین رفته است .

استاد حسین همدانی می گوید : اگر در این زمینه حمایت های لازم به عمل آید ، می توانیم این هنر را که هنر اصیل ایرانی است ، زنده نگه داریم . در حال حاضر جایی برای آموزش این رشته نیست . خیلیها به من مراجعه می کنند و خواستار یادگیری نقاشی قهوه خانه ای هستند ، ولی چون  محلی برای آموزش وجود ندارد ، نمی توانیم به این تقاضا ها پاسخ مثبت بدهیم  . در این زمینه با آقای دکتر لاریجانی (ویر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی) صحبت کردیم تا جایی برای آموزش این هنر اختصاص یابد و کسانی که مایلند ، در آن تعلیم ببینند تا به این ترتیب این هنر  از بین نرود .

 

 

نکته هایی درباره نقاشی قهوه خانه ای

 

از لابه لای خاطرات کهنه و قدیمی مردم این سرزمین که شالوده های اصلی فرهنگ و هنر آن را می سازد و طی قرنها سینه به سینه و گاه در ورقهای فرسوده رقم خورده  ، گنجینه های ارزشمندی می توان یافت که یکی از آنها نقاشی پاک و بی آلایش قهوه خانه ای است .  در پرده های نقاشی قهوه خانه هیچ رد پایی از نقاشی غربی به مفهوم واقعی آن وجود ندارد . کارها هویت دارند و تفکر یک نقاش مردمی ایرانی را نمایان می سازد . نقاش قهوه خانه به جهت رها بودن از مبانی هنر غرب خود باخته نشده ، ذوق و اندیشه او همراه با تواضع و صفایش ، ساختار و صورت نقاشی را دارای فضایی بی تکلف و دلپذیر و قابل تحسین کرده است . نقاشان بی ادعا و گمانم قهوه خانه ، با  اختصاصات و ویژگیهای مشابه ، در کنج بی پیرایه قهوه خانه ها یا خانه کوچک خود با کمترین بضاعت ، مدت یک قرن بر رونق و اعتبار مردمی نقاشی این دوران افزودند . گاه با تماشای این آثار احساس می شود که آنها با تفکری مشترک و معیارهایی یکسان و البته نه تقلید و تکرار صرف نقاشی می کردند ، اما این وحدت ، در واقع حکایت از آرمانها و نیازهای مشترک این هنرمندان دارد .

نقاشی قهوه خانه ای به لحاظ محتوا به سه دسته اصلی تقسیم می شود که شامل موضوعات مذهبی ، رزمی و بزمی است . شاخص ترین آن شالوده این نوع نقاشی نیز هست ، مضامین مذهبی است که برای جذابیت بیشتر جنبه های حماسی آن را تشدید می کنند . در نقاشی قهوه خانه ای ، چهره هایی منور و پاک در مقابل صورت «اشقیاء» به تصویر در می آیند . نقاشان قهوه خانه عشق و نفرت خود را در چهره هایی پاک یا پلید منعکس می کنند . آنها شخصیتی چون «شمر» را با قیافه ای که داشته است ، با ترکیبی ناساز و نفرت بار تصویر می کنند و حضرت امام حسین(ع) راحتی در گودال قتلگاه نیز تمیز و آراسته و پر طراوت ترسیم می نمایند .

شاید آگاهانه نبوده ، اما به هر حال ، نقاش قهوه خانه نوعی رقابت و مبارزه رو در رو را با هنر رسمی پس می گرفت و به دور از دنیای تملق و چاپلوسی دربار، به دنیای پر از مهر با مفاهیمی حماسی و شاعرانه پناه می برد ،  و یقیناً خالی بودن جای امضای هنرمند در بیشتر تابلوهای این دوران ، ویژگی اخلاقی آنهاست .

نقاشی قهوه خانه ای نه در گروه آثار بدوی و ابتدایی مانند هنر آفریقا قرار می گیرند و نه در گروه نقاشان به اصطلاح نائیف . ویژگیهای این هنر تا حد زیادی مشابه نگارگری ایرانی ـ اسلامی «مینیاتور» است و چون با ماده روغنی انجام می گیرند ، از لحاظ فنی و تصویری ادامه سبک نقاشی دوره زند و قاجار است .

در این آثار ، نوعی ذهنی گرایی وجود دارد که نقاشی به دلیل تعلق خاطر به داستانهای تاریخی و مذهبی ، در واقع تعزیه خوانی و نقالی را تصویری به نمایش در می آورد ، و همانگونه که در نقالی را تصویری به نمایش در می آورد ، و همانگونه که در نقالی قهوه خانه ، سخنران در نقطه اوج خود از شعر کمک می گیرد یا چون سایر هنرها که هنرمند سعی می کند کلیه عوامل و عناصر را به کمک گیرد تا نقطه اوج تاثیر گذار تر شود ، در پرده های نقاشی نیز با بزرگ نشان دادن حالتی از قهرمان داستان در مرکز پرده ، اهمیت و نقطه اوج داستان را معرفی می کند .

باز می توان گفت که نقاشی قهوه خانه ای با آن که از رنگ و روغن که موادی است بیگانه با فضای نقاشی ایرانی استفاده می کند ، مبانی و ویژگیهای مشخصی دارد که به آن استقلال خاصی می بخشد که مختص نقاشی ایرانی است . نخستین مشخصه این هنر ، اصالت در چهره سازی آن است ، به طوری که حتی در پرداخت مجالس نیز تکیه نقاش را به چهره ها به آسانی می توان دریافت و معمولا پرده ها بدون وجود چهره ها هیچ ندارد . در تابلوهای قهوه خانه ای ، طبیعت پردازی و عناصر طبیعی جایی ندارد و اصولا نقشها اعم از انسان ، حیوان ، اشیاء و یا هر عنصر دیگری قبل از آن که خود به تنهایی گویای مطلبی باشد ، جزیی از موضوعی هستند که با دیدن مجموعه عناصر ، بیننده تابلو رابطه موضوع و مجلس را در می یابد .

از دیگر ویژگی های  پرده های نقاشی قهوه خانه ای سادگی و بی پیرایگی آن است . از نظر اجرا با وجود سایه ـ روشن و ترام هایی که رنگها را تیره و روشن می سازد ، خطوط کناره نما به شدت حاکمیت دارد . فضا سازی به هیچ روی واقعی نبوده و زمان و مکان درهم می شکند .

همچنین اندازه فیگورها متناوباً ، تغییر می کند ، در حالی که صحنه های مختلفی که از نظر زمانی ارتباطی با یکدیگر ندارند ، اندازه ها نیز از نظر مکانی با وجود صحنه ای واحد ، کوچک و بزرگ می شوند که این خود به ذهنی  بودن کار گواهی می دهد .

تجزیه و تحلیل و تحقیق و تفحص پیرامون آثار به جا مانده از دوران پر محنت نقاشان قهوه خانه را راهی و حرکتی سترگ باید که می توان با همت هنرشناسان دلسوز آغاز کرد و در قالب معیار ها ، مبانی هنری ارائه داد تا رهروان هنر متعهد با بهره گیری از نتایج این تحقیقات به گستره تازه ای از هنر نگارگری ایران دست یابند و برای رسیدن به هویت نقاشی ایرانی امروز با تکیه بر اصالتهای فرهنگی و اسلامی و جستجوی نو آوری های کاذب و بی نتیجه نپردازند و آثار غربی را الگو قرار ندهند .

 

 

 

زندگی نامه نقاش پیشکسوت استاد حسن اسماعیل زاده (چلیپا)  

 

 

آخرین آثار استاد تابلویی است تحت عنوان «روز قیامت» که در دست اجرا دارند .

استاد حسن اسماعیل زاده (هنرمند نقاش) فرزند اسماعیل در سال 1307 در زنجان به دنیا آمد . پنج ساله بود که به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و در همین شهر به تحصیل مشغول شد . نقاشی را نزد استاد محمد مدبر ، از استادان نقاشی قهوه خانه ای آغاز کرد  و اکنون مدت 50 سال است که به این کار ادامه می دهد و تا کنون تابلوهای بسیاری در زمینه های حماسی ، از جمله رزمهای رستم ، کیخسرو ، و به آتش رفتن سیاوش خلق کرده است .

نام اصلی استاد حسن اسماعیل زاده ، «چلیپا» است و  علت انتخاب نام «اسماعیل زاده» بدان جهت است که پدر ایشان که نقاش بود و در بادکوبه کار می کرد ، ذیل تابلوهای خود به نام اسماعیل زاده امضا می کرد و ایشان نیز به احترام پدر هنرمند خود همچنان از نام فامیلی اسماعیل زاده استفاده می کند .

استاد  اسماعیل زاده (چلیپا) قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نمایشگاههایی از آثار خود در خانه آفتاب ، پارک لاله ، موزه هنرهای معاصر بر پا کرد ، که مورد استقبال قرار گرفته است .

در اوایل خیزش امواج خروشن انقلاب اسلامی ، استاد اسماعیل زاده پوستری از حضرت امام خمینی (ره) طراحی کردند که در آن از میدان آزادی تا میدان شهدا نشان داده شد ، و در میان شهدا مردم به دست مزدوران رژیم شاه کشتار می شدند در پی خلق این اثر ، محل کارشان مورد حمله ضد انقلابیون و سلطنت طلبان قرار گرفت و به آتش کشیده شد .

اسماعیل زاده در حال حاضر به سفارش دانشگاه الزهرا مشغول کار بر روی تابلویی با عنوان «روز قیامت» هستند .

استاد اسماعیل زاده در باب ضرورت توجه به هنر نقاشی قهوه خانه ای می گوید : پس از پیروزی انقلاب اسلامی توجه به نقاشی قهوه خانه بیشتر شده است .

اما متاسفانه هم اکنون تعداد معدودی نقاش قهوه خانه در ایران وجود دارد که آقایان استاد حیدری ، بلوکی فر ، قوللر آغاسی  ، حسین همدانی و خود من هستم و غیر از این چند تن ، کس دیگری به این سبک نقاشی نمی کند .

ایشان معتقد است که دولت باید برای باقی مانده نقاشی قهوه خانه  تلاش و حمایت کند و مکانی را به ویژه جهت آموزش این رشته اختصاص دهد .

به اعتقاد ایشان : اگر ، ده تابلوی مذهبی یا غیر مذهبی مثلاً از تاریخ ایران بسازیم ، جوانان آنها را می بینند و از گذشته این سرزمین با خبر می شوند ، اما اگر نکشیم ، همه اینها ممکن است محو شوند . اگر به من کمک کنند یک تابلو از زندگی حضرت امام خمینی (ره) از کودکی تا لحظه آخر حیاتشان می سازم و اگر این کار بشود ، کاری ماندنی خواهد بود .

آثار استاد اسماعیل زاده در موزه سعدآباد ، هنر های معاصر و رضا عباسی نگهداری می شود .